انتخابات به سبک روسی
/
فاطمه صادقی
/
1388/06/19 13:34
پاول زریفولین که در مقام ناظری از روسیه در دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرده بود در مصاحبهای گفت: «من بهعنوان ناظر در بسیاری از انتخابات مانند بلاروس و مولداوی شرکت داشتم اما انتخابات آزادی مانند آنچه در ایران برگزار شد، در هیچ جای دیگر ندیدهام.» چندی پس از مصاحبهی زریفولین که در مقام ناظر هم در انتخابات بلاروس، هم در انتخابات آوریل مولداوی، و هم در انتخابات 22 خرداد ایران حضور داشت، الکساندر لوکاشنکو رئیسجمهور فعلی بلاروس (روسیهی سفید) در پنجم شهریور 1388 به سبک خود دستکاری در نتایج انتخابات پیشین ریاستجمهوری 2006 را پذیرفت. اعلام کرد که موفق شده بیش از نود درصد آرا را به دست آورد اما چون اعلام نود درصدی آرا از نظر روانی قابل پذیرش نبوده دستور داد تا نتایج آرا کمتر از آنچه بود اعلام شود.
در 16 مارس 2006، چند روز مانده به انتخابات ریاستجمهوری در بلاروس، لوکاشنکو رئیسجمهور وقتْ مخالفان را، که تصور میشد برندهی انتخابات باشند، دستگیر کرد و همزمان هر نوع تجمع اعتراضی را غیرقانونی اعلام کرد و شرکتکنندگان در آن را تروریست خواند. متعاقباً در حدود دو هزار نفر از کسانی که در مبارزات انتخاباتی دو رقیب لوکاشنکو فعال بودند دستگیر شدند و رئیس سرویس امنیتی بلاروس، که هنوز کاگب خوانده میشود، برای توجیه سرکوبها اعلام کرد: «مخالفان با حمایت آمریکا و گرجستان قصد کودتای انتخاباتی داشتند.» همچنین اعلام کرد: «غرض سازماندهندگانِ بهاصطلاح انقلاب برخلاف ادعایشان اصلاً تجمع آرام نبوده است، بلکه از قبل برای اقدامات تحریکآمیز، آشوبطلبانه و اغتشاش برنامهریزی کردهاند.» لوکاشنکو قدرتهای خارجی را متهم کرد که در ناآرامیها دست داشته و حتی میخواستهاند در بلاروس به سبک گرجستان و سایر کشورها انقلاب مخملی بر پا کنند. دستگیریها و بستن روزنامههای مخالفان حتی پیش از برگزاری انتخابات آغاز شد و تعداد زیادی یا به جرم شرکت در کمپینهای انتخاباتی دو نامزد ریاستجمهوری میلینکوویچ و کوزلین به زندان افتادند یا به اتهام اقدامات تحریکآمیز و اغتشاشآفرین. انتخابات ریاست جمهوری چند روز بعدتر در حالی برگزار شد که ناظر روسی و ناظرانی از مجلس هفتم ایران به دعوت لوکاشنکو در آن حضور داشتند. مخالفان در روز رأیگیری با وجود برف و سرما دست به تحصن آرام زدند. لوکاشنکو را هر دو نامزد مخالف به رفتار عقلانی دعوت کردند و از او خواستند چنانچه هیچ یک از نامزدها نیمی از آرا را کسب نکرد، انتخابات به دور دوم کشیده شود. اما لوکاشنکو با 82 درصد آراء برای سومین بار پیروز انتخابات اعلام شد، رقمی که حتی با نظرسنجیهای خود دولت پیش از برگزاری انتخابات نیز در تناقض بود. مخالفانْ پیروزی غیرمنتظرهی لوکاشنکو را به تقلب سازماندهیشده و گسترده در انتخابات منتسب کردند. در واکنش به اعتراضات، لوکاشنکو انتخابات را سالم اعلام کرد و مجدداً غرب را به دخالت در امور بلاروس متهم کرد. نیروهای امنیتی به خیابان آمدند و بسیاری از تظاهرکنندگان دستگیر شدند. بدین ترتیب پروندهی انتخابات ریاست جمهوری بلاروس تا شهریور سال گذشته (1387) و موعد انتخابات پارلمانی که باز هم احزاب مخالف از کرسیهای پارلمانی محروم ماندند، بسته شد.
لوکاشنکو، مأمور پیشین کاگب سرویس امنیتی اتحاد جماهیر شوروی، از سال 1991 وارد عرصهی سياست بلاروس شد. همان زمان گروهي را با نام كمونيستهاي دموكراسيخواه تشکیل داد و در سال 1993 نيز در مقام رئيس كميتهی ضدفساد پارلمان بلاروس انتخاب شدو هفتاد تن از مقامات ارشد دولتي را به اتهام فساد متهم كرد. او براي نخستین بار در سال 1994 كانديداي انتخابات رياست جمهوري شد و به مدد شعارهای مبنی بر فسادستیزی توانست با كسب 45 درصد آرا به رياستجمهوري برسد ولی از آن زمان تاکنون، به رغم مخالفتهای فراوان، حاضر به رهاکردن کرسی ریاست جمهوری نشده است. بعد از رسیدن به ریاستجمهوری به سانسور گستردهی مطبوعات و محدودکردن فعالیت اتحادیههای کارگری مستقل پرداخت، قوهی مقننه و قضائیه را تحت انقیاد خود درآورد و همهی تغییرات نسبتاً دموکراتیک سالهای پس از استقلال از شوروی سابق را به حال تعلیق درآورد.
از سوی دیگر در فاصلهی میان دو انتخابات ریاستجمهوری در سال 2006 و پارلمانی در سال 2008، روابط بلاروس با مسکو تیره شد، آنهم بدین دلیل که لوکاشنکو حاضر نشد استقلال اوستیای جنوبی را به رسمیت بشناسد، کشوری که در پی تهاجم نظامی روسیه به گرجستان حالا دیگر خود را از گرجستان مستقل محسوب میکرد. تیرگی مناسبات میان روسیه و بلاروس باعث شد برادر بزرگتر از وارد کردن شیر و سایر محصولات لبنی بلاروس، که بیش از نود درصدآنها به روسیه صادر میشود، سر باز زند تا بلکه بلاروس را وادارد به پیمان نظامی روسیه و متحدانش که برای تقابل با ناتو شکل گرفته بپیوندد. متعاقب این تنشها، لوکاشنکو سعی کرده در یکی دو سال اخیر با یارگیری از غرب و به ویژه اروپا از انزوای سیاسی و مشکلات اقتصادی خود بکاهد.
امروز، 19 شهریور 1388، نشست کشورهای حاشیهی دریای خزر بدون دعوت از ایران برگزار خواهد شد. آیا راضی کردن ایران به چشمپوشی از منافع خزر همان تاوانی است که روسیه میطلبد؟
انتخابات دهم
1388/06/20 15:21
|
نظر شما (مهران مجیدی)
با تشکر از خانم صادقی به خاطر مقاله خواندی ایشان، من اما اعتقاد دارم به رغم اشاره ایشان به روش سرکوبگرانه رژیم هائی مانند روسیه سفید اما مطلب شما از روی دیگر سکه یعنی سیاست های کشور های اروپای متحد و آمریکا کمتر سخن به میان آورده اید. بی شک سرکوب آزادی های سیاسی و مدنی امری آشکار در این کشور ها می باشد اما تلاش آشکار و پنهان کشورهای غربی برای تغییر رژیم هم از کسی پنهان نیست. تلاش آمریکا برای سرنگونی رژیم روسیه سفید امروز قطعی است اینکه آمریکا و موسسه های ترویج دمکراسی در ایجاد آشوب در این کشور دست داشته اند در مطبوعات انتقادی غرب کاملا منعکس گردیده از جمله لوموند دیپلوماتیک مقالات مفصلی در این موارد و بویژه روسیه سفید منتشر کرده است نمی دانم چرا بیشتر روشنفکران ایران با چشم راستشان بهتر می بینند. خانم صادقی فطعا منابع کافی برای تحقیق در مورد پدیده انقلابات مخملی داشته اند.
|
|
پاسخ ما
|
|
1388/06/20 22:15
|
نظر شما (احمدرضا)
دوست عزیز
آیا مخالفت امریکا با یک رژیم به خودی خود ماهیت ضددموکراتیک آن را تغییر می دهد؟ آیا به این خاطر باید چشم بر نظام های فاسد و مافیایی حاکم بر روسیه سفید و اوکراین و غیزه بست؟ دفاع از حقوق دموکراتیک ملتها دیدن با چشم راست است؟ عجیب است که برخی مدعای چپ دارند و گویی همچنان با متدولوژی آن حزب تراز نوین مدعی چپ جهان را تحلیل می کنند. غافل از آن که آن به اصطلاح سوسیالیسم!واقعاً موجود جای خود را به نظامهای مافیایی واقعا موجود داده است. از خانم صادقی متشکرم
|
|
پاسخ ما
|
|
1388/06/20 23:06
|
نظر شما (مهران مجیدی)
دوست گرامی با تشکر از نقد نظر من باید عرض کنم من قصدم دفاع از رژیم روسیه سفید ویا رژیم های مستبد مشابه نبود، برعکس من از این بخش مقاله استقبال می کنم. انتقاد من به ندیدن آن طرف، آن بازیگر دیگر صحنه است.این نباید به تائید این سوی و یا آن سوی دیگر موضوع منتهی شود.دفاع از حقوق دمکراتیک ملت ها امری انسانی و شجاعانه است اما اگر از حقوق دمکراتیک ملت ها دفاع می کنیم نباید به بازیگر ذیگر این صحنه که ید طولائی در نقض حقوق دمکراتیک همین ملت ها دارد بی توجه بود.در مورد روش آن حزب طراز نوین من هیچ نوع نزدیکی و علاقه ای به این متدولوژی در خود احساس نمی کنم و برعکس حتی با تمام وجود با آنان همیشه مخالفت کرده ام این متدولوژی شما هم منصفانه نیست که سیاه و سپید می کنید. هر کس که بر مبارزات ضد امپریالیستی تاکید می کند نباید لزوما در کلیشه ی معینی فشارش داد تا به میل ما در آن قالب جابیفتد. همین اشاره شما به نظز من تائیدی بر این اشاره من است که حساسیت اغراق آمیزی روی این مسئله مبارزات ض. امپ. در روشنفکران ما وجود دارد. با احترام برای نظر شما
|
|
پاسخ ما
|
|
1388/06/30 19:22
|
نظر شما (احمد مصطفوی)
سلام
مقاله شما یک طرفه و بی انصافی محض است
برای روشن شدن موضوع و این که نیت واقعی نظام لیبرال سرمایه داری از دامن زدن به روسی کردن انتخابات ایران چیست، لطفا به گفت و گوی برژینسکی با فرید زکریا مراجعه کنید
آنجا که زکریا می پرسد آیا وقایع ایران همچون بهار پراگ است و برژینسکی ناخواسته سیاست پنهان آمریکا را لو می دهد....
|
|
پاسخ ما
|
|
1388/09/29 12:24
|
نظر شما (علی نورالدینی)
آن چه مرا بر اين داشت كه اين مقاله را به خوانم مقاله ي چرا حجاب شما بود در سايت ميدان زنان. مقالهيي كه مرا به تحسين واداشت، نه تنها به خاطر اين كه نويسندهاش زني بود برخاسته از خانوادهيي بهشدت سنتي كه با شهامت فكري تمامي اركان يك جامعهي سنتي را زيرسوال برده بود، بلكه بهاين خاطر نيز كه در آن بهدرستي به حجاب همچون ابزاري در خدمت قدرت نگاه شده بود. در اين مقاله، اما، نويسنده نه تنها از چارچوبهاي سياسي ساختهوپرداخته نتوانسته فرا رود، بلكه تاحد رونويسي از نوشتههاي مخزنفكرهاي امريكايي سقوط كرده است. حجاب را در رابطه با قدرت ديدن اما خود قدرت را در رابطه با زندهگي ميليونها انسان بهجا نياوردن اين ديگر حكايتي است! ديدن تقلبها و سياهكاريهاي يك طرف و نديدن نقش امپرياليستها در مداخله و انحرافِ مبارزهي حقطلبانهي ملتها براي رهايي و بهزيستي از طرف ديگر، يقينا حاكي از نگاهي همهجانبه بهمسئله نيست. از يك روايت كامل فقط نيمي از آن را ديدن ميتواند بهمثابهي زنگ خطر باشد: يا ناشي از نظارهي دنيا از حصار تنك ايدئولوژيك است؛ يا نتيجهي ضعف بينش؛ و يا برخاسته از مصلحت. دوتاي اول واضحتر از آناند كه نياز به توضيح داشته باشند. در بارهي سكوت از سر مصلحت، يا بهعبارتي ترس از همصداشدن با گفتمان حاكم، بايد بگويم كه ترسي است نابهجا. طرح پرسشهايي مثل: اين كه چرا پس از جنگ سرد ـ كه ديگر از كمونيسم جهاني خبري نيست ـ بودجهي نظامي ايالات متحد بهچيزي حدود پنج برابر فرا رفته است، يا اين كه كنگرهي ايالات متحد به خود حق ميدهد، بهرغم بهرسميت شناختن حق حاكميت ملتها، بودجهيي براي مداخله در امور داخلي آنها تصويب كند، ويا اين كه چرا سيا به تامين مالي انواع و اقسام مخزنفكرها (موسسات «پژوهشي»)، زير پوشش مطالعات كشورهاي مختلف و صدور دموكراسي بهآنها، ميپردازد، و از طريق استخدام عدهيي خبرچين بومي دست به فعاليتهايي در ديگر كشورها ميزند كه «به شاهين ترازوي شيطان» وصلند، از جمله انقلابات رنگي، به صرف شباهت ظاهري بهمعناي همصدايي با گفتمان حاكم نيست. گفتمان حاكم مبتني بر هنر بيان rhetoric است و رازآميزكردنmystify واقعيت در صورتي كه بيان حقيقت بر ديالكتيك تكيه دارد. گفتمان حاكم پديده را از متن واقعياش جدا ميكند و به شكل دلخواه خود درخدمت قدرت درميآورد. ديالكتيك، اما، پديده را در متن واقعياش و در ارتباط متقابل با ساير پديدهها در نظرميگيرد و از اين رو واقعيت بهشكل يك كلِ دستنخوردهْ باقي ميماند و بههمين دليل از حقيقتاش كاسته نميشود و همچنان ضد- قدرت می ماند. بههر حال مسئلهي امپرياليسم مسئلهي حجاب اجباري نيست، كه دير يا زود بايد از جامعهي ما رخت بربندد و رخت هم برخواهد بست. مسئلهي امپرياليسم درعصر جهانيشدن كه در قالب نئوليبراليسم عمل ميكند، مستقيما با هستي ما ارتباط پيدا ميكند. اگرخواستيد كه تصويري از استقرار كامل نئوليبراليسم در كشور ما داشته باشيد، روسيه و اقمارش مثال گويايي هستند. اين كشورها كه با سوسياليزم هيچ قرابتي نداشتند و آزادي درآنها متاع كميابي بود، و با اين احوال، در برخي ضمينهها مردم خيالشان راحت بود، بيكاري نبود، بيخانماني نبود، اعتياد نبود، و غيره. اما از آن جايي كه هيچ چيز نميتواند جبران آزادي باشد مردم بهحق معترض بودند. دستآوردهاي خوب جامعهشان را ميخواستند فزونبر آزادي را. نمايندهگان نئوليبراليسم تازه نفس، اما، به هر طرفندي بود اين اعتراضات را در كانالهاي مورد نظر خود به جريان انداختند و بدون اين كه آب از آب تكان خورد يك روز صبح حراج اموال همهگاني را كه تا آن روز در اختيار دولت بود آغاز كردند. و كشور رسما سرمايهداري شد. هرآنچه براي دموكراسي لازم بود، از دولت نيازمند ماليات، تا بازارآزاد و استقرار مناسبات سرمايهداري ناب بههم راه رهنمودهاي صندوق بينالمللي پول و بانگ جهاني، فراهم شد. پس بايد هرلحظه دموكراسي از راه ميرسيد. از بخت بد، اما، گانگسترها به تمام حياط افتصادي، سياسي، اجتماعي جامعه چنگ انداختند، بيكاري، فقر، فحشا، اعتياد تاروپود جامعه را گرفت بدون اين كه از رفاه و دموكراسي سياسي كشورهاي سرمايهداري غرب خبري شود. توضيح چرائي آن به فرصتي مناسبتر نياز دارد. بههر حال يك روشنفكر نگران قدرت نيازمند طرح مسائل است بهدور از مصلحتگرايي، و ايدئولوژيزدگي از هر نوعاش كه باشد، بهويژه، با گسترش نئوليبراليسم، بهيمن تلاشهاي شبانهروزي مخرنفكرهاي امريكايي و خبرچينان بوميشان از يك طرف و بسته بودن مجاري تنفسي جامعه از طرف ديگر، اينجا و آنجا حتا برخي افراد بيغرض ومرض نيز بهآن مسموم شدهاند.
|
|
پاسخ ما
|
«کلیه حقوق برای سایت تحلیلی البرز محفوظ است. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ یا لینک
مستقیم امکان پذیر است»