خانه > مقالات > نمايش محتواي مقاله

دیدگاه
ده پرسش از مشاوران اقتصادی میرحسین موسوی / محمد قراگوزلو /
1388/03/06     00:45

تبعات بحران اقتصادی سرمایه­داری نولیبرال در ایران، به موازات کاهش عرضه و بهای نفت و آشفته­گی و بی­برنامه­گی اقتصادی دولت نهم شرایط دشوار و پیچیده‌ای را بر اقتصاد سیاسی کشور حاکم کرده است. انعکاس این وضع (رکود تورمی) به نحو ویژه­ای در سیاست­های انتخاباتی کاندیداهای فعال مشاهده می­شود. تحقیقاً همه ـ حتا احمدی­نژاد ـ از ضرورت تغییر سخن می­گویند و نگاه خود را معطوف اصلاح شرایط بغرنج اقتصادی می­کنند. در این میان اصلاح­­طلبان نیز که در دوم خرداد 1376 با شعار توسعه­ی سیاسی به قدرت رسیدند، کم­تر به مباحث سیاسی می­پردازند. گویا تمام برنامه­هایی که قرار بود طی هشت سال ما را بر مدار دموکراتیزاسیون، جامعه­ی مدنی، پلورالیسم، قرائت­های مختلف از دین (هرمنوتیسم) و سکولاریزاسیون، از تنگناهای گریبان­گیر عصر روشنگری خارج کند فراموش شده و تا حد جمع­آوری گشت ارشاد و منشور حقوق شهروندی تقلیل یافته است. درک این نکته چندان دشوار نیست که جنبش اصلاحات سیاسی به جنبش برای اصلاحات اقتصادی متحول شده است. گذشته از آقای احمدی­نژاد که در جریان مراسم تودیع طهماسب مظاهری کلیه­ی مکاتب شناخته­ شده­ی دانش اقتصاد را به تمسخر گرفت؛ و این موضع را طی چهار سال گذشته نیز به وضوح و عملاً نشان داده است ـ گفته می­شود آقای میرحسین موسوی با تکیه بر یک برنامه­ی مدون اقتصادی وارد رقابت­های انتخاباتی شده است. بیانیه­ی 51 محوری ایشان و تاکید مکرر بر اولویت حل مشکلات ناشی از تورم، بی­کاری، رکود، کنترل نقدینه­گی، پیوستن به WTO، انضباط اقتصادی، احیای شورای پول و اعتبار و غیره اگرچه با تکیه بر یک برنامه­ی مدون ارائه نمی­شود، اما به هر حال موید تلنگرهایی­ست که گویا در ستاد انتخاباتی موسوی در جریان است و ظاهراً کارشناسانی همچون فرشاد مومنی پرچم­دار آن به شمار می­روند. در این جا طرح یکی دو سوال و انتظار برای پاسخ­گویی شاید به روشن شدن ابهامات اساسی ذهن امثال نگارنده یاری رساند.

1. نظر جناب موسوی (منظور تیم اقتصادی ایشان) درباره­ی بحران نولیبرالی کنونی چیست؟ مقررات­زدایی، بازار آزاد، خصوصی­سازی و ... که به بحران اقتصادی جهان دامنه­یی فراتر از رکود بزرگ 1929 بخشیده، با کدام آلترناتیو قرار است مهار شود؟

2. بدهی­های بانک­ها و به طور اولی بدهی­های کلان آن گروه از وام­گیرنده­گانی که به هیچ وجه حاضر به پرداخت دیون خود نیستند، چه می­شود؟

3. سودی که این وام­گیرنده­گان به دست آورده­اند چه­گونه اعاده خواهد؟

4. بخش عمده­ای از این وام­ها که قرار بوده صرف رونق صنعت و تولید شود به بازار مسکن و زمین و طلا و غیره وارد شده است، در این میان برنامه­ی حل معضل مسکن چیست و این بازار راکد چه­گونه می­تواند به حالت طبیعی باز گردد؟

5. بحران اقتصادی نولیبرالی، قیمت بسیاری از کالاها را در سطح جهانی به شدت تقلیل داده است. صرف­نظر از ماجرای «اضافه تولید» و «گرایش نزولی نرخ سود» که به ورشکسته­گی صنعت عظیم خودروسازی انجامیده است، جناب میرحسین برای تعدیل و کاهش بهای اتوموبیل و کالاهای مشابه چه تدبیری اندیشیده است؟

6. ناصر فکوهی دلیل حمایت خود ـ امضای بیانیه­ی 75 جامعه­شناس ـ از میرحسین موسوی را در برنامه­های نوکینزی ایشان دانسته است. صاحب این قلم طی دو مقاله­ی مبسوطی که طی چند ماه گذشته نوشته است ("چه­گونه وال­استریت از پا درآمد؟" و " کینزیسم به جای نئولیبرالیسم" مندرج در دو ماه­نامه­ی اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره­های 258-257/254-253) با استدلال متکی به دانش اقتصادی از پایان عصر نئولیبرالیسم و انقضای تاریخ کینزیسم سخن گفته است. اگر بحران دهه­ی سی حکم به ظهور کینزیسم و New Deal داد و جنگ جهانی دوم به شکوفایی اقتصاد سرمایه­داری یاری رساند، در مقابل بحران ادواری سرمایه­داری در دهه­ی هشتاد به عروج ریگانیسم ـ تاچریسم منجر شد و به مرگ کینزیسم ختم گردید. این امر که ـ به قول استیگلیتز ـ بحران همه را نو کینزی کرده یک مولفه است و این مساله که کینزیسم چه­گونه توان احیا و عملیاتی شدن دارد، مساله­ی دیگری است.

7. نظر جناب میرحسین درباره­ی نهادهای برآمده از برتون وودز چیست؟ آیا کسری بودجه­ی سال­ جاری قرار است از طریق صندوق بین­المللی و بانک جهانی تامین شود؟ در این صورت آیا ایشان پی­آمد اهداف نئولیبرالی نهادهای یاد شده را می­دانند؟

8. موضوع رهاسازی قیمت­ها و حذف نهایی سوبسیدها (یارانه­­ها) که به دکترین شوک یا تعدیل اقتصادی (تحول اقتصادی) معروف شده است، چه می­شود؟ مخالفت با اقتصاد صدقه­یی (یارانه­ی نقدی) قبول، اما تکلیف کارگران و زحمت­کشان که هم اینک نیز با حقوق پایه­یی 260 هزار تومان زیر خط فقر زنده­گی می­کنند چه می­شود؟ بی­کارسازی­ها، افزایش دستمزد، بیمه­ی بی­کاری، صندوق بازنشسته­گی و .... فعلاً بماند؟

9. آیا آقای موسوی برنامه­ای برای اصلاح مفاد جدید قانون کار دارند؟ آیا برای لغو قطعی قراردادهای موقت تمهیدی اندیشیده­اند؟

10. نگارنده در مقاله­ی مفصل "دموکراسی، مالیات، نفت" (مندرج در دو ماه­نامه­ی اطلاعات سیاسی اقتصادی) بی­پایه­گی نظریه­ی نولیبرالی ارتباط مستقیم نفت و دموکراسی را به وضوح نشان داده است. علاوه بر این که مایلم نظر آقای موسوی را در این زمینه بدانم بسیار مشتاقم بدانم ایشان در مورد مالیات تصاعدی از ثروتمندان، لغو مالیات غیرمستقیم از حقوق کارگران و کارمندان، و برقراری فوری مالیات بر ارزش افزوده ـ که آقای احمدی­نژاد را وادار به عقب­نشینی کرد ـ چه برنامه­یی دارند؟

این‌ها ده سوال کلیدی از کاندیدای انتخابات دهم است. آیا دریافت پاسخ سوالات حق یک شهروند عادی مانند نگارنده نیست؟



اقتصاد سیاسی انتخابات
[HyperLink1]


1388/03/06
18:25
نظر شما (شهروز صادقی)
درود بر شما من فکر می کنم که اصلاح طلبان نیز مانند اصولگرایان هیچ راهکاری برای حل مشکلات اقتصادی کشور ندارند . دفاع صوری موسوی از بقول خودشان "مستضعفان " شعاری دماگوژیک است مانند پراید سوار شدن ایشان . کسی که طرفدار کارگر باشد نمی ت باید حداقل در برنامه هایش می گفت که چگونه می خواهد معیشت کارگران را ارتقا دهد و در توزیع ثروت کلانی که در سال های گذشته فقط رو به شمال رفته اهتمام ورزد؟ . مضاق به این که پشتیبانان موسوی نیز همگی از سرمایداران بزرگ هستند که در بوجود اوردن فقر فعلی دست داشته اند . من هم مثل آقای قراگوزلو منتظر پاسخگوئی موسوی و مومنی وفکوهی هستم . ش. صادقی / دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
پاسخ ما

1388/03/06
19:25
نظر شما (بنفشه مهدی زاده)
با تشکر از سایت البرز مشابه همین سوالات را _ البته نه اینقدر تخصصی _ در جریان مناظره های آقایان عباس عبدی و تاجیک از ایشان پرسیدم اما دریغ از جواب . آقای دکتر تاجیک می گفت 8سال دوران نخست وزیری موسوی یعنی برنامه اقتصادی. من نفهمیدم سرانجام موسوی با خصوصی سازی نولیبرالی موافق است یا خیر . هرچند امید چندانی نیست اما به هرحال انتظار داریم اقای موسوی به این سوالات پاسخ دهند اقای احمدی نژاد که اساسا به بحران اقتصادی و تورم اعتقادی ندارند و اخرش این است که خواهند گفت بیائید از سر کوچه ما خرید کنید از حناب قراگوزلو هم خیلی سپاسگزارم . من قبلا مقالات جامع ایشان رادر مجلات اقتصادی سیاسی خواند ه ام و اینجا مایلم نظر ایشان را درباره ی مقاله اقای دکتر رئیس دانا درهمین سایت پیرامون انتخابات بدانم
پاسخ ما

1388/03/07
03:13
نظر شما (آرمان)
دوست گرامی پرسشهای بسیار بجایی را مطرح کردید. همانطور که دیگر خوانندگان نیز اشاره کردند، مهندس موسوی و یارانش تاکنون از پاسخگویی به چنین پرسشهایی سرباز زده اند. این دو دلیل میتواند داشته باشد، نخست اینکه ایشان به نسخه نولیبرالی اقتصاد پایبند است و میخواهد آنرا از مردم جان به لب رسیده کتمان کند. با توجه به سکوت جناب موسوی در برابر مصوبه های مجمع تشخیص مصلحت، عدم احساس خطر وی در دوران سازندگی و «اصلاحات»، و همچنین چرخش براست آقای مومنی بویژه در و سه سال اخیر، چنین چیزی محتمل است. از سوی دیگر این امکان نیز وجود دارد که وی میداند با موضعگیری علیه سیاستهای نولیبرال از حمایت مالی-معنوی کارگزاران برخوردار نخواهد بود و تاکتیک انتخاباتی حکم میکند که این موضوعات را فعلا مسکوت بگذارد. اما، با توجه به عدم برخورداری وی از حمایت توده های زحمتکش، چنین تاکتیکی در عمل به معنی گردن نهادن به استراتژی سرمایه بزرگ درفردای پیروزی است. در هر دو حالت ایستگاه آخر کاروان وی «اجماع واشنگتنی» است.
پاسخ ما

1388/03/09
17:26
نظر شما (کیوان سخندان)
با سپاس از سایت البرز و با تشکر از جناب قراگوزلو سوالات کاملا هوشمندانه تنظیم و تدوین شده است و مقدمه آنها بسیار تامل برانگیز بود و این که اصلاح طلبان فردا شعار جمع آوری گشت ارشاد را نیز پس بگیرند و به جمع آوری گربه های مزاحم بسنده کنند . ای کاش این سوالت بصورت مستقیم به خود موسوی نیز داده می شد . گرچه از کلی گوئی های ایشان درباره مسائل اقتصادی از یک طرف می توان به برنامگی ایشان پی برد واز طرف دیگر وجود اسپانسرهای کارگزارانی خود موید همه نکات ناگفته است.
پاسخ ما

1388/03/09
18:01
نظر شما (صادق)
با تشکر از نویسنده این مقاله 1- اول از همه مطرح کردن این سوالات حق شماست و اتفاقا من هم دوست دارم جواب این سوالات را از تیم اقتصادی آقای موسوی بشنوم 2- فکر می کنم این مقاله قبل از ارائه برنامه اقتصادی موسوی (در روز دوم خرداد) نوشته شده و پس از ان منتشر شده. فکر کنم نویسنده این مقاله پاسخ برخی از سوالات خود را از آن برنامه گرفته باشد 3- در برخی موارد من می توانم پاسخ شما را بدهم. به عنوان مثال بحث رهاسازی قیمت ها و حذف سوبسید ها مهندس موسوی نظراتش را گفته. ما در حال حاضر با دو دیدگاه روبرو هستیم. یک عده کسانی هستند که برای اصلاح الگوی مصرف انرژی بهترین ابزار را استفاده از مکانیسم قیمت ها می دانند. و می گویند که با آزاد سازی قیمت ها (یا یکباره و یا طی مثلا یک برنامه 3 ساله) خودبخود بهره وری انرژی بالا می رود و یکبار برای همیشه مساله یارانه ها حل می شود. دولت فعلی این نظر را دارد و آقای کروبی هم همچنین. اما دولت آقای موسوی برنامه ای دارد که از دو نظر با این طرح متفاوت است. اول اینکه مخالف شوک وارد کردن به اقتصاد است و برای حذف یارانه ها دو برنامه زمانی پنج ساله (مجموعا ده سال) را پیشنهاد می دهد و دوم اینکه خواهان ایفای نقش فعال توسط دولت است یعنی اینکه دولت از محل منابع آزاد شده یک پروژه ملی افزایش بهره وری را مدیریت کند تا از سهم حامل ها در سبد مصرف و در شاخص قیمت کم شود و آثار سوء حذف یارانه ها بر طرف شود. 4- در مورد بحث دستمزد هم من فکر می کنم که برنامه موسوی به نفع کارگران است. ببینید علم اقتصاد به ما نشان می دهد و ما هم در تجربه سال های اخیر دیده ایم که همه کشمکش ها برای افزایش دستمزد یا حداقل دستمزد روی دو سه یا حداکثر 5 درصد اینطرف و آنطرف است. این کشمکش کشمکش مهمی است و باید روی آن ایستاد اما اگر می خواهیم که از حقوق کارگران دفاع کنیم به نظر من باید کاهش تورم را هدف بگیریم. مهمترین ابزار برای دفاع از حقوق مزدبگیران همین است. من نمی خواهم دیدگاه رمانتیک درباره دوستی کارگر و کارفرما داشته باشم. روی کاغذ و در مدل های ابتدایی ما میبینیم که دستمزد و تولید ملی رابطه معکوس دارند. تورم و اشتغال هم همینطور. اما این ها مال اقتصاد های تر و تمیز اروپایی هستند آن هم در شرایطی که دچار بحران نباشد. در شرایط اقتصاد ما که تورم بیست و پنج درصدی است اتفاقا کاهش تورم موجب ثبات سازی می شود و ثبات سازی هم سرمایه گذاری، اشتغال و تولید ملی را افزایش می دهد. من فکر می کنم که برنامه اقتصادی موسوی همانطورکه خودش می گوید یک برنامه برای تقویت اقتصاد ملی است و تقویت اقتصاد ملی بهبود وضع سرمایه داری مولد و مزدبگیران را توامان دارد. در عین حال ما می توانیم سر همان 3 درصد و پنج درصد فشار بیاوریم و حرفمان را به کرسی بنشانیم. 5- ببینید من نمی دانم که اعتقادات اقتصادی موسوی دقیقا چیست. اما فکر می کنم اگر من و شما هم که اعتقادات چپ داریم همین امروز برویم در جلد موسوی و بخواهیم کاری بکنیم نمی توانیم بهتر از این عمل کنیم. ببینید ما با مفاهیمی مثل "توازن قوا" روبرو هستیم. شما باید یک برنامه بدید و در بین گروه های اجتماعی و گروه های سیاسی رسمی و غیر رسمی یک ائتلافی حول اون برنامه بوجود بیارید. خب این برنامه چی می تونه باشه؟ ما داریم در کشوری زندگی می کنیم که یک قدم تا تصویب طرح تحول در زمستان گذشته فاصله داشتیم و این خطر از سرمون گذشت. تورم 25 درصدی داریم، اقتصادمون رو به فروپاشیه با این حال باز آقای احمدی نژاد و آقای کروبی از طرح نقدی کردن یارانه ها که به شدت تورم زاست دفاع می کنن و برنامه انتخاباتیشونه. تولید ملی ما عملا رو به نابودیه. تعرفه ها رو بر می دارن. امسال هر دولتی که سر کار بیاد باید تا انتهای سال یک طرح برای حذف یکباره یا تدریجی یارانه ها به مجلس بده. حرف من این است که ما در حال تبدیل شدن به یک کشور عقب مانده هستیم که سرمایه اجتماعی اش رو به نابودی است، اختلاف طبقاتی غوغا می کند و ناهنجاری ها به اشکال مختلف پیدا هستند، مواد خام صادر می کند و سیب زمینی وارد. در این شرایط به نظر من برنامه مهندس موسوی یک برنامه ملی مناسب به حساب می آید
پاسخ ما

1388/03/10
00:43
نظر شما (آرین)
سؤال: مگر خصوصی‌سازی جزء سیاست‌های کلی نظام و تحت کنترل رهبر نیست؟
پاسخ ما

1388/03/10
20:23
نظر شما (انتظامی)
سوال من از آقای صادق که با این حوصله از موسوی دفاع کرده و خود را چپ دانسته این است که به نظر شما که مخالف فاصله طبقاتی هستید آقای موسوی منافع کدام طبقه را نمایندگی می کند ؟ لطفا بدون حاشیه جواب دهید.
پاسخ ما

1388/03/10
21:24
نظر شما (مجتبی نگارگر)
با درود به نظر من سوالات بجا اما خیلی کلی و زیادی تخصصی است. در آستانه انتخابات باید بطور مشخص تر به سراغ مباحث چالشی رفت. آقای موسوی دو روز پیش در مصاحبه با رسانه های خارجی آب پاکی را روی دست همه ریخت و در چواب به خبرنگار وال استریت ژورنال مستقیما و بی تعارف از اقتصاد بازار آزاد دفاع کرد . به این ترتیب و بر خلاف نظر جناب آقای صادق هیچ فرقی میان کروبی و موسوی نیست و این با اندکی تفاوت طرف دار اقتصاد لیبرالی سرمایه داری هستند گمان میکنم نویسنده محترم آقای قراگوزلو نیز حتما جواب خود را گرفته اند و بابت زحمتی که برای نوشتن این مقاله تحمل کرده اند پشیمان شده اند . اگر ممکن است درباره انتخابات مطالب بیشتری منشر کنید و از جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد نیز چند سوال بپرسید . مگر ایشان کاندیدا نیستند ؟!!!مگر ایشان به ادازه موسوی از اقتصاد سر درنمیاورند!
پاسخ ما

1388/03/11
17:44
نظر شما (روشنک صفاری)
به نظر من ابتدا باید دید رئیس جمهوری در ایران کنونی چقدر قدرت دارد. دیگر اینکه با استفاده از این قدرت محدود چگونه میخواهد برنامه های خود را عملیاتی کند . احیای چند سازمان مثل شورای پول و اعتبار و مدیریت و برنامه ریزی که نشد برنامه و مگر در زمان هاشمی و خاتمی که این سازمانها فعال بودند و از مشاوره ی مستقیم کسانی همچون حسین عظیمی بهره میبردند اقتصاد مملکت گل و بلبل بود . من فکر میکنم موسوی نیز - اگر پیروز شود - در نهایت ادامه دهنده راه همان آقایان خواهد بود . با تشکر از سایت خوب البرز و با احترام به نویسنده محترم آقای قراگوزلو که قبلا نیز با مقالات او کتابهای ایشان آشنا بودم.
پاسخ ما

1388/03/11
19:44
نظر شما (مهری شاه نظری)
برنامه اقتصادی مهندس موسوی چندان مهم نیست نکته بسیار مهم این است که کاری کنیم تا احمدی نژاد رای نیاورد. در ضمن کسی نمی تواند منکر عدالت اقتصادی مهندس باشد. دوستان به جای نیمه خالی لیوان بهتر است نیمه پر آن را نیز ببینند
پاسخ ما

1388/03/12
00:05
نظر شما (صادق)
دوست عزیز آقا یا خانم انتظامی. برنامه اقتصادی موسوی به نظر من یک برنامه ملی است. یعنی هم منافع مزدبگیران تامین شده، هم منافع کشاورزان و خرده بوروژوازی و هم منافع تولید کننده (سرمایه داری مولد). در واقع این برنامه یک ائتلاف بین گروه های اجتماعی است. البته بدیهی است که ارائه همچین برنامه ای به صورت کلی و در همه شرایط امکان پذیر نیست. من در کامنت بالا توضیح دادم که چرا در شرایط امروز ایران می توان چنین برنامه ای ارائه داد. آقا مجتبی من هم ان مصاحبه رو خواندم. من اطلاع ندارم که آقای موسوی واقعا پیوستن به wto را دوست دارد یا ندارد اما یک نکته بدیهی هست: اگر من و شما هم امروز رییس جمهور شویم مجبوریم پیوستن به wto را بپذیریم. نه به این دلیل که یک روند گریز ناپذیر است. بلکه به این دلیل که پارادایم بنیادگرایانه اقتصاد بازار امروز سلطه عجیبی بر فضای سیاسی- اجتماعی و حتی آکادمیک ایران دارد، همه عقاید مخالف را مرعوب و منکوب کرده است و به این راحتی نمی توان آن را شکست. شوخی نیست. سال هاست که حتی جمله ای در تلویزیون ایران در نقد این پارادایم گفته نمی شود. به نوعی جزو اصول دین درآمده و به نظرم موسوی دارد هزینه های پذیرش این پارادایم برای مردم را حداقل می کند.
پاسخ ما

1388/03/12
18:53
نظر شما (دکتر مهدی زاده)
من یک پزشک جراح هستم و به توصیه دخترم بنفشه این کامنت رامیگذ ارم بدیهی است که من اصطلاحات اقتصادی بکار رفته در این سوالات را نمی دانم فقط میخواهم در ارتباط با سوال 2 و 3 نکته ای را عرض کنم ا ز اواخر سال 1384 من وچند تن از همکارانم برای ایجاد یک بیمارستان خیریه در شهر هشتگرد پیشگام شدیم و برای وام گرفتن اقدام کردیم وثیقه به اندازه کافی داشتیم .همچنین اعتبار مالی و اجتماعی . اقدام ما می توانست علاوه بر ایجاد بیش از 100 شغل ثابت به نفع مردم فقیر نیز تمام شود اما هرقدر پیشتر رفتیم بیشتر پشیمان شدیم حتی مدیر کل بانک ملت جناب دکتر دیواندری را نیز ملاقات کردیم اما موفق به دریافت وام نشدیم و در نهایت از خیر پروژه گذشتیم. دیروز سخنرانی اقای احمدی نژاد در ساوجبلاغ نظرم را جلب کرد عین فرمایشات ایشان بی کم وکاستی چنین بود : < در سالیان گذشته 90در صد از تسهیلات بانکی تنها در اختیار 10 درصداز متقاضیان قرار میگرفت به گونه ای که که حدود 3 هزار نفربیش از 90 در صد از منابع بانکی کشور را دریافت کردند . ما از مدیران بانک ها در خصوص اقساط معوقه سوال کردیم و مشخص شد بیش از 90 در صد اقساط معوقه مربوط به ان 10 در صدی است که توانسته اند با اعمال نفوذ و رانت خواری بیش از 90 در صد تسهیلات بانکها را دریافت کنند . هنگامیکه این افراد را به دستگاه قضائی معرفی کردیم 50 نفر از ادم های گردن کلفت و صاحب نفوذ دست به کار شدند و به دولت فشار اوردند ... > حال من علاوه بر سوالات جناب قراگوزلو چند سوال از ریاست محترم جمهوری دارم : اول اینکه چرا این مسایل را فقط در موسم انتخابات مطرح می فرمایند ؟ دوم اینکه مگر قرار نبود ایشان اسامی مافیای نفت و شکر و غیره را 4 سال پیش اعلام فرمایند ؟ سوم ایا براستی اعلام اسامی این "50 نفر گردن کلفت " سخت است یا ....؟ مگر دولت از رانت خواران میلیاردر حساب می برد . ان را که حساب پاک است .... اگر واقعا احمدی نژاد راست می گوید و نتوانسته تسهیلات پرداختی را باز پس گیرد ترجیحا موسوی که اصلا نمی تواند و دیکر این که با توجه به دولتی بودن اکثر بانکهای وام دهنده مگر دریافت تسهیلات کلان میلیاردی بدون موافقنت وزیر اقتصاد و مدیر کل بانک ممکن است ؟ اقای احمدی نژاد نیز تائید می فرمایند که این تسهیلات به بخش مسکن سرازیر شده - یعنی سوال سوم جناب قراگوزلو - خوب ایا مصادره مسکن این بدهکاران از سوی رئیس جمهور انقلابی و اصولگرا کار سختی است ؟. قوه قضائی هم که با ایشان همراه است . اما نکته جای دیگری است . این وام گیرندگان محترم اساسا وثیقه ای نگذاشته اند و اینک الزامی برای پرداخت تسهیلات ندارند سود ان پیشکش. از این که وقت شما را گرفتم عذز میخواهم. دکتر مهدی زاده
پاسخ ما

1388/03/13
05:03
نظر شما (محمد عسگری)
من جائی خوندم که نزدیک 50 درصد تجارت ایران دست بنیادها است. بنیادهایی که به هیچ جائی پاسخ گو نیستند و معلوم نیست این مبلغ کلان پول کجاها مصرف می شه. توی این 4 سال، این نوع مراکز که پول دستشون هست از واردات بی رویه سود سرشاری برده اند. آقای موسوی يا کروبی با این طیف قدرتمند چه جوری می خواد برخورد کنه؟ با کسری بودجه امسال هر کدوم از این نامزدها چه جوری می خواد وعده ها شون رو عملی کنن؟ این وعده ها 2 ماه دیگه جاشون رو به قطعی برق و بقیه چیزها نمی دن؟ من صرفاً به آقای موسوی رأی می دم چون به فرآیند تحلیل و تجزیة قدرت (که ناخواسته و به شکل پرهزینه ای توسط آقای احمدی نژاد شروع شد) کمک می کنه. به نظر من با انشعاب در قدرت مدل اقتصادی دچار تغییر می شه.
پاسخ ما

1388/03/13
17:11
نظر شما (مبلغ)
تغییر مدل اقتصادی یعنی چی؟ یعنی بازگشت از نئولیبرالیسم به لیبرالیسم؟ بازگشت از خصوصی سازی به سرمایه داری دولتی ؟چنین تغییراتی هیچ دردی از مردم دوا نمی کند . آقای موسوی توان و قدرت اجرائی مقابله با کسانی را ندارد که امروز هزینه های تبلیغاتی اورا میپردازند.تازه اگر هم بخواهد نمی تواند . سرمایه بنیاد مستضعفان واستان قدس که با میل دولت نمی چرخد.افزایش اختیارات رئیس جمهور یعنی لوایح دو قلوی محمد خاتمی نیز کار ساز نیست کما اینکه دیدیم پس گرفته شد . تازه در جواب به اقای صادق و اقای عسگری و همه هواداران موسوی باید جملهئی از سعیدحجاریان نقل کنم . او که مغز متفکر اصلاحات خوانده میشود بدرستی گفته بود " کجای دنیا تدارکاتچی را به رای میگذارند؟ یعنی اینکه موسوی نه تسهیلات بانکی را می تواند برگرداند ونه ... حتی گشت ارشاد را قادر است جمع کند .چنان که فرماند نیروی انتظامی گفت. مقدمه مقاله اقای قراگوزلو فوقالعاده بود و به دوستان توصیه میکنم ازخود بپرسند چگونه جامعه مدنی وتمام وعده های 2 خرداد فراموش شد.
پاسخ ما

1388/03/27
14:11
نظر شما (farhad-faryad)
آنچه که این روزها گریبان اقتصاددانها را گرفته است پاسخ به بحران جهاتی ست و تحت تاثیر این بحران جهانی اکثرا سعی دارند تا مدل سازی نمایند در حالی که اقتصاددانها تنها دو مدل اصلی ا قتصادی را تجویز می کنند و تنها سیاه و سفید می بینند در کشورهایی مانند ایران که مدلهای متفاوت سرمایه داری را چه از نوع دولتی و بازار آزاد را تجربه کرده است این مدلها دیگر کارآیی نخواهند داشت و با توجه باینکه ایران از لحاظ تکنولوزی هم عقب مانده است و هم مقدار سرمایه ی در گردشش بسیار ناچیز است مدل سوسیالیستی نیز امکان پذیر نیست لذا اقتصاددانها ی کلاسیک هر دو مکتب باید به این مهم توجه کنند که در کشورهای عقب مانده ی سرمایه داری هر دو مدل ناکارآمد است و این کشورها در ورطه ی انحطاط و نابودی دست و پا می زنند به همین دلیل تنها مبارزه با انحطاط این کشورها یعنی در بخشهایی با استفاده از متد کلاسیک سرمایه داری رقابت آزاد ؛ در بخشهایی همکاری با انحصارات و شرکتهای چند ملیتی و همچنین در بخشهایی باید از کلونی های سوسیالیستی و مردمی استفاده نمود تا بتوان مانع انحطاط گردید . خواهشها و وروشهای خیرخواهانه در علم اقتصاد معیاری برای رشد و برتری اقتصادی تمدنها نیوده است و تمدنهای پیش رفته هم به عقب مانده ها صدقه نداده و نخواهند داد همه چیز اگر در انسانهای نخستین با کشف تیر و کمان و کشتن قبایل دیگر شروع شده است در قرن بیست ویکم هم نباید فراموش کرد که هنوز همان حکم پابرجاست و در حال حاضر بیش از یک میلیارد جمعیت دنیا در معرض گرسنگی شدید و در حال مرگ هستند و بیش از ٥٩ میلیون نفر در طی یکسال گذشته بیکار شده اند یعنی چیزی حدود ٣٠٠ میلیون انسان دیگر در حال مرگ . انسان قرن بیست و یکم که با مدنیت و دموکراسی خود را می فریبد اینگونه انسانها را در معرض نابودی قرار می دهد . و همچنان ادامه نیز خواهد داد . لذا تا رسیدن جوامع پیشرفته و تکنولوزی پیشرفته در اختبار انسان و فرماسیون بالاتر کشورهای عقب مانده ی سرمایه داری که نزدیک به ١٩٠ کشور را تشکیل می دهد مبارزه با انحطاط است . و در صورتی که این مبارزه به موقع صورت نپذیرد کشورهایی مانند سومالی که به دزدی دریایی روی آورده اند و یا وقایعی همچون کشتار های دارفور در این کشورها تبدیل به یک مدل ویزه ی اقتصادی خواهد شد . و حتی انقلابهایی که اقشار سنتی در چند ساله ی اخیر انجام داده اند مانند جمهوری اسلامی و یا آخرین ضجه های طالبان در افغانستان و پاکستان ( مدل سرمابه داری ) و یا کشورهایی مانند کره ی شمالی و کوبا و یا با آخرین تلاشها در بولیوی و ونزويلا و یا نیکاراگوآ (مدل سوسیالیستی ) تنها و تنها سرعت و شناب بیشتری پیدا نموده اند که به انحطاط رسند شاید همانطور که برشمردم انتخاب مدل مبارزه با انحطاط راه حلی نهایی نبوده و نخواهد بود و حتی نمی تواند از یک مدل تثبیت شده و ثابت استفاده کرد و حتی شاید در هر دوره ای از برنامه ریزی دقیق همه ی راهکارهایش با دوره های قبلی بظور کلی متفاوت باشد از اینرو حتی مدل مبارزه با انحطاط نیز به هیچوجه نمی تواند از یک راه مستقیم و هموار عبور کند زیرا به نسبت وضعیت آزادی جامعه و سطح آگاهی جامعه بسیار موثر خواهد بود هر چه سرعت اطلاعات و آزادی ها بیشتر باشد این مسیر راحتتر و سهل الوصولتر خواهد بود . از اینرو بهتر است اقتصاددانهای ا یران اقدام به تحلیل راه حلهای عملی برون رفت از بحران ارايه نمایند و یک چیز هم عیان است در سیستمی مانند جمهوری اسلامی هر برنامه ریزی و اقدامی جهت بهبودی شرایط اقتصادی امکان پذیر نخواهد بود و هر روز بیشتر و بیشتر در انحطاط فرو رفته و خواهیم رفت و حتی اگر این شرایط ادامه یابد وضعیت به حدی دشوار خواهد شد که امکان بازگشت به همین وضعیت فعلی را نیز غیر ممکن خواهد ساخت .
پاسخ ما

نام و نام خانوادگي  
پست الكترونيكي    
نظر شما