خانه > مقالات > نمايش محتواي مقاله


الگوی نولیبرال و سیر قهقرایی پزشکی ایران / ناصر فکوهی /
1388/01/20     07:29

 

در گذشته ای نه چندان دور، پزشکان و پزشکی یکی از مشاغلی بود که بیش‌ترین احترام را در سلسله مراتب شغلی در کشور ما و در سراسر جهان ایجاد می کرد. بسیاری از خانواده‌های نخبه و در موقعیت های بالای اجتماعی چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ حبثیت و سرمایه‌ی فرهنگی، فرزندان خود را به سوی تحصیل پزشکی هدایت می کردند و در این کار پیش از آنکه انگیزه‌های مالی داشته باشند به احترام و آبروی این حرفه می‌اندیشیدند. پزشکی به حق، حرفه‌ای «مقدس» به حساب می‌آمد و تمام حرفه‌هایی که به آن نزدیک بودند از جمله پرستاران دارای اهمیت زیادی تلقی شده و مردم به آنها به چشم کسانی می نگریستند که منجی ایشان و رهاکننده‌ی آنها از درد و مرگ و نیستی هستند.

اما این گذشته، با سیری که جامعه ما در طول دهه های اخیر با پیروی از الگوی نولیبرال انجام داده است، امروز تقریباً به طور حیرت انگیزی به ضد خود تبدیل شده است. البته ناگفته نگذاریم که در ابتدای انقلاب، طرحی برای پزشکی ملی بر روی مدل اروپایی و به‌ویژه مدل انگلیسی بهداشت در ایران ارائه شد اما بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می شد این طرح زیر فشار منافع مالی به کنار گذاشته شد و از آن پس نیز هر چند بسیاری از پزشکان مسئول و دلسوز و دست اندرکاران و متصدیان بهداشت و پزشکی در کشور ما تلاش کردند که از حرکت پزشکی به سوی تبدیل شدن به یک بخش صرفاً درآمدزا و پولی و اقتصادی جلوگیری کنند متاسفانه موفقیت‌ها بسیار محدود بوده است و به‌رغم آنکه خوشبختانه سیستم‌های بیمه‌ی اجتماعی هنوز در کشور ما حفظ شده است، اما این بیمه‌ها هر روز کارایی کم‌تری یافته و در مقابل مدل نولیبرالی پزشکی، بر اساس مدل آمریکایی، خود را بیشتر تحمیل و صدمات و خسارات جبران ناپذیر خود را بیشتر بر بدنه اقتصادی و اجتماعی کشور ما وارد می‌کند.

نتیجه‌ی این رویکرد یعنی تقویت هر چه بیشتر پزشکی مبتنی بر سرمایه‌گذاری‌های کلان، سلسله‌مراتبی کردن کیفیت پزشکی و واداشتن بیماران به پرداخت هزینه‌های هرچه گزاف‌تر و استفاده از خدمات گران‌قیمت ولو به بهای ضربه‌زدن به سلامتی آنها (نظیر هدایت سیتماتیک زایمان‌‌ها به طرف سزارین، یا استفاده‌ی مبالغه‌آمیز و در بسیاری موارد بی‌جهت از اعمال جراحی و از اتاق‌های مراقبت ویژه و از عملیات پزشکی جانبی،...) نتایج اجتماعی مصیبت‌باری نه فقط برای کل مردم داشته است و سطح بهداشت را نازل کرده است و در حال بازتولید سیستم فاجعه باری همچون پزشکی آمریکا در ایران است، بلکه به آبرو و حیثیت کالبد پزشکی نیز ضربات جبران ناپذیری وارد کرده و می‌کند. امروزه برای یک فرد معمولی، پزشک و بیمارستان (به جز مواردی خاص و پزشکان و بیمارستان‌هایی که خوشبختانه هنوز وجود دارند و به مسئولیت‌های انسانی خود عمل می‌کنند) بیش از هر چیز تصویری تیره و مصیبت‌بار را القا می کند که به معنی از دست رفتن بخش بزرگی از منابع مالی و پس‌اندازهای آنها است. افراد به بیمارستان‌ها با دیده‌ی شک و تردید نگاه می‌کنند و می‌دانند که ورود به بیمارستان احتمالاً با ضربه‌ی مالی سختی به آنها همراه خواهد بود بدون آن‌که لزوماً به سلامتی آن‌ها بیانجامد. رجوع به پزشک که مردم تلاش می‌کنند به هر بهایی از آن اجتناب کنند برای بسیاری از مردم به معنی وارد شدن به سیری پایان‌ناپذیر از آزمایش‌ها و عکس‌برداری‌ها و ویزیت‌های مکرر و گزاف است که پایانی برای آن و برای دردهای آنها متصور نیست. به همین جهت نیز بسیاری بر این باورند که بهتر است از شیوه‌های خودپزشکی و یا توصیه‌های دوستان وآشنایان بهره ببرند تا خود را به دست پزشکان بسپارند. برخی از پزشکان متاسفانه به سرعت در حال قرار گرفتن در جایگاهی اجتماعی هستند که پیش از انقلاب دلال‌های موسوم به «بساز و بفروش» در آن قرار داشتند، یعنی کسانی که به ناچار باید به آنها رجوع کرد ولو آنکه بدانیم هیج اعتمادی نمی توان به آنها داشت و هیج ضمانتی در کار نیست که سلامتی ما را به ما بازگردانند اما هیچ شکی نیست در کار نیست که به احتمال زیاد و دیر یا زود به ما ضربه خواهند زد.

به باور ما هنوز فرصت آن هست که از این موقعیت که روز‌به‌روز ما را به سوی وضعیتی فاجعه‌بار می برد اجتناب کنیم. البته اگر از فاجعه‌بار بودن سخن می گوییم این ادعا را بر اساس تقریباً تمام مطالعاتی مطرح می کنیم که بر سیستم بهداشت آمریکا انجام شده و تصویری از آن را می توان در فیلم «سیکو» ساخته‌ی مایکل مور دید. و می دانیم که یکی از استدلال هایی که به پیروزی اوباما در انتخابات آمریکا انجامید قول وی مبنی بر تغییر سیستم بهداشتی این کشور بود. کشوری ثروتمند که در آن 50 میلیون نفر از جمعیت 300 میلیون نفری‌اش زیر پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند و سایرین نیز ناچارند از بدترین شرایط مالی در زمینه‌ی بهداشت رنج برده و خود را در موقعیت کپورهای توسعه نایافته ببینند.

ما معتقدیم که بخشی از جامعه‌ی پزشکی و نهادهای پزشکی در کشور ما به دلیل تبعیت از الگوهای نولیبرالی در حال از دست دادن شدید اعتبار اجتماعی خود هستند و این امر نه به نفع آنها و نه به نفع مردم ما است. هر اندازه زودتر در این زمینه به آگاهی برسیم شانس بیشتری برای رهایی از اثرات سوء آن خواهیم داشت. در این باره بازهم خواهیم نوشت.



اقتصاد سلامت
[HyperLink1]


1388/01/21
11:43
نظر شما (امیر)
من دیگر کاملا از سایت شما ناامید شدم. بهتر بود اسم سایتتان را می‌گذاشتید «اندر مذمت نیولیبرالیسم». در خیلی مقالات خیلی راحت ادعا می‌شود که در ایران سیاست‌های نیولیبرالی در پیش گرفته شده. و خیلی راحت‌تر بسیاری از مشکلات به این مسیله ربط داده می‌شود بدون این که شاهدی اندکی علمی برای آن آورده شود. متاسفانه به نظر می‌رسد دغدغه «البرز» مباحثه علمی و یافتن ریشه مشکلات نیست. بلکه بیان کردن دیدگاه‌های ایدیولوژیک گردانندگان آن است که همانا حمله به اقتصاد آزاد تحت نام منفی نیولیبرالیسم است. اگر واقعا دغدغه بیان و یافتن راه حلی برای مشکلات کشور دارید، بیایید فارغ از پیش‌فرض‌های ایدیولوژیک و بدون انگشت اتهام دراز کردن به این و آن، ابتدا مسیله‌ها را مطرح کنیم و درست بدانیم که مشکل چیست و سپس سعی کنیم با بحث و گفت و گو به راه حل‌های مناسب برسیم که این راه حل‌ها ممکن است بازار-محور باشند یا نباشند. اگر واقعا بخواهیم کاری انجام دهیم باید میانه‌رو باشیم. نهادگرایی چه به سمت بازار چه به سمت سوسیالیزم مشکلی را حل نمی‌کند. و ایدیولوژیک بودن اوضاع را بدتر هم می‌کند.
پاسخ ما

1388/01/21
11:58
نظر شما (امیر)
اما در مورد این مقاله: اتفاقا خدمات پزشکی در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر بسیار ارزانتر است. به عنوان مثال ویزیت متخصص حدود ۱۰ هزار تومان است؛ در حالی که در کشورهای دیگر با پول ما به راحتی تا ۱۰۰ هزار تومان ویزیت متخصص می‌دهند. پس اگر با عدد و رقم صحبت کنیم، از نظر مخارج سلامت به طور متوسط خانوار ایرانی احتمالا هزینه بسیار کمی را از جیب می‌پردازد. اما در مواردی که بیماری‌ها جدی باشد بیمار در دام انحصار تخصص می‌افتد که به این صورت به وجود آمده: عرضه نیروی کار در بخش پزشکی در سالهای اخیر بسیار افزایش یافته و فارغ‌التحصیلان پزشکی عمومی به دلیل افق خوب این شغل در آن زمان افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته اند. ورود بسیار سخت به مرحله تخصص از پزشکی عمومی، باعث شده تا امکانی انحصاری برای متخصصان به وجود بیاید و باعث ایجاد نابرابری زیاد میان پزشکان شده است. یک راه حل برای از بین بردن این انحصار می‌تواند اجرای طرحی مشابه طرح پزشک خانواده باشد که در بسیاری از کشورها با موفقیت اجرا شده. در این طرح بیمار ابتدا به پزشک عمومی مراجعه می‌کند و پزشک عمومی او را در صورت نیاز به متخصص مربوطه معرفی می‌کند. این کار می‌تواند با ترکیبی از انگیزه‌های قیمتی و الزامات قانونی برای بیمار صورت بگیرد. خلاصه این که بحث اقتصاد سلامت بحثی بسیار پیچیده‌تر از آن است که تنها بتوان مشکلات آن را با نیولیبرالی بودن سیستم سلامت ایران (که نیست!) توضیح داد.
پاسخ ما

1388/01/22
17:41
نظر شما (ديني)
دوست گرامي، بنده از اظهار نظر شما به سه خودم تشكر مي كنم و اميدوارم آقاي دكتر فكوهي نيز پاسختان را بدهند. اما، آنچه در اين باره به نظر من مي رسد اين است كه اخلاقيات اجتماعي در جامعه ي ما سقوط كرده كه مي توان ذيل افول سرمايه اجتماعي از آن ذكر كرد. يكي از مصاديق اين موضوع را مي توان در حرفه ي پزشكي جست. نبود اطلاعات متقارن از جمله عواملي است كه موجب مي شود پزشكان از ضعف اطلاعاتي بيماران سوئ استفاده كنند و آنان را با استفاده از اتوريته ي علمي خود وادار به پذيرش روشهاي درماني كنند كه از قضا ممكن است در بلند مدت اثر سوئي داشته باشند مانند سزارين در هر شرايطي يا در خواست از بيمار براي مراجعات پي در پي. درصدي از اين موضوع كه جزيي از پديده ي "مخاطرات اخلاقي" ناشي از عدم تقارن اطلاعاتي است قابل قبول است كه براي آن سازوكارهاي نظارتي قوي بايد وضع شود. اما، آنچه در ايران رخ مي دهد بسيار فراتر از درصد مورد نظر است. متاسفانه در ايران پزشكان به بيماران در وهله ي اول به عنوان منابع درآمدي نگاه مي كنند و نه انسانهايي كه محتاج كمك آنان هستند. اين نيز بي دليل نيست. يكي از دلايل آن را مي توان توزيع بسيار نامناسب درآمدي از منظر تحصيلكردگان از جمله پزشكان دانست؛ اين گروه هاي اجتماعيي وقتي افرادي را مي بينند كه ره يكصد ساله را يك شبه طي كرده اند سعي مي كنند فاصله ي ايجاد شده را به هر نحو ممكن پر كنند. به اين صورت مصاديق مخاطرات اخلاقي افزايش مي يابد و اخلاقيات اجتماعي سقوط مي كند. من نيز با شما موافقم كه تمام آنچه در ايران در باره ي بي مسوليتي اخلاقي جامعه ي پزشكي در قبال بيماران شاهد آن هستيم را لزوما نمي توان به نئولبراليسم به معناي رهاسازي قيمتها در بازارها از جمله بازار بهداشت و درمان نسبت داد. اما، مي توان همانطور كه اشاره شد به توزيع نابرابر غير قابل توجيه (فاقد مشروعيت اجتماعي) درآمد و ثروت نسبت داد ؛ اين جا جايي است كه رويكرد نئوليبراليسم از كنار آن مي گذرد. با شما در اين نكته موافق هستم كه بي مبالاتي جامعه ي پزشكي يك موضوع است و ناتواني نظام بهداشت و درمان در پوشش قابل توجه با هزينه ي درمان پايين موضوعي ديگر. براي مثال، مايكل مور در فيلم "سيكو"‌ با مقايسه تطبيقي نظامهاي بهداشت و درمان كشورهاي آمريكا، انگليس، فرانسه و كوبا نشان مي دهد كه نظام كارات در فرانسه و كوبا و حتي انگليس وجود دارد و نه در آكريكا؛ با وجود اين وي نمي گويد كه جامعهي پزشكي آمريكا همچون جامعهي پزشكي ايران فاقد حس مسئوليت پذيري در قبال بيماران است. اميدوارم اين توضيحان قانع كننده باشد.
پاسخ ما

1388/01/22
20:29
نظر شما (محمد)
به نظر می‌رسد منتقد یادداشت بالا بحمدالله سروکارش با بیمارستان و تخت عمل و هزینه‌های نامعقول پزشکی نیفتاده است که این‌ طور به‌راحتی از پایین‌بودن هزینه‌های پزشکی در ایران سخن می‌گوید. از آمار مقایسه‌ای هزینه‌های پزشکی در ایران و این که مثلاً ویزیت پزشک متخصص در ایران بیشتر است یا مثلاً کشورهای توسعه‌یافته آگاهی دقیق ندارم. ولی تردیدی ندارم که هزینه‌های پزشکی در ایران در مقایسه با درآمدهای واقعی بسیار بالاست. ولی گذشته از آن، آیا به قول آقای فکوهی، عمق فسادی که بخشی از جامعه پزشکی ایران را فراگرفته تکان دهنده نیست. الان بسیاری از آزمایشگاه‌ها، رادیولوژی‌ها، سونوگرافی‌ها و... با پزشکان به صورت پورسانتی قرار گذاشته‌اند. یعنی پزشکی که بیماری را برای یکی از موارد مثلاً به آزمایشگاه برای آزمایش خون یا ادرار معرفی کند 20 درصد مبلغ را به عنوان پورسانت از آزمایشگاه دریافت می‌کند. و متاسفانه همین هم انگیزه ای برای هزینه تراشیهای نامعقول از طرف پزشکان شده است (قسم بقراط؟!!!) آیا این تکان‌دهنده نیست. می‌دانید در هر جای دنیا چنین اتفاقاتی می‌افتاد یک رسوایی اخلافی محسوب می‌شد. آیا برای نویسنده نظر بالا تعجب‌آور نیست که چرا جراح معروف مغز و اعصاب که برای جامعه پزشکی ایران اسطوره حرفه ای است یکی از پردرآمدترین برج‌سازان تهران است. نویسنده منتفد ما میگوید طوری حرف می‌زنید که انگار در ایران اقتصاد نئولیبرالی حاکم است. بله درست است اقتصاد ایران نئولیبرالی نیست اما ملغمه ای از بدترین عناصر اقتصاد نئولیبرالی و بدترین عناصر اقتصادهای بسته. از سویی بوروکراتهای دولتی همه جا حکمروایی میکنند و گاهی دست بخش خصوصی را چنان می‌بندند که توان کوچکترین حرکتی را ندارد و از طرف دیگر گاهی چنان اقتصاد و جامعه را به خود رها می‌کنند که در آزادترین اقتصادهای دنیا هم چنین اتفاقی نمی‌افتد. بیمه‌های تامین اجتماعی و خدمات کشوری کمترین پوشش را روی هزینه های سلامتی و بهداشت دارند. هزینه های بیمارستانی به کنار، پزشکان رسما از ویزیت صاحبان بیمه ها خودداری می کنند. هیچ نظارت موثری بر عملکرد این گروه اجتماعی وجود ندارد. تشخیص غلط سالانه پزشکان سالانه چند هزار نفر را روانه گورستان می کند. می دانید چنین هزینه هایی را که بی مسئولیتی بعضی پزشکان و عدم نظارت موثر بر آنان بر خانواده ها تحمیل می کند چقدر است؟ پدر خود من در یکی از بهترین بیمارستانهای خصوصی ایران بستری بود. وقتی شبانه سکته مغزی کرد حتی متوجه هم نشدند. ولی تا وقتی هزینه های بیمارستان را به طور کامل پرداخت نکرده بودیم اجازه ندادند جسدش را برای دفن ببریم. آیا مرجعی وجود دارد که ما به آنجا شکایت می کردیم که این بیمارستان پدر ما را کشت و بعد هم هزینه قتل را از ما دریافت کرد. آقای عزیز می دانید چه فاجعه ای در این کشور در جریان است؟ یکی از بستگان من یک بیماری دارد که به سبب تشخیص غلط پزشک مدتها گران‌ترین داروها را از طریق داروخانه های تک نسخه ای خریداری می کرد. بعد از یک سال که پیش دکترهای دیگر رفت تازه فهمید پزشک اولی غلط تشخیص داده بود . این همه هزینه کرده و این همه عوارض تجویز داروهای ناصحیح مثل انواع داروهای افسردگی آور و غیره را تحمل کرده و اطرافیانش تحمل کرده اند و تازه آقای دکتر غلط تشخیص داده است. هزینه های مالی و روحی و روانی این خانواده بر عهده چه کسی است؟ وضعیت بخش سلامت و بهداشت در ایران فاجعه بار است. ممکن است بگویید خوب قبول ولی این چه ربطی به نئولیبرالیسم دارد. به نظر من بحثهای نئولیبرالی در مورد آزادگذاشتن دست بازار، فعالیت بی حد و مرز خصوصی، واگذاری بیمارستانهای دولتی به بخش خصوصی تحت این عنوان که بخش خصوصی کارآمد است (در تجربه جهانی)، شکستن بیمه های تامین اجتماعی و صرف درآمدهای صندوقهای تامین اجتماعی در بورس بازی و مانند آن همه در شکلگیری این وضعیت تاثیر گذاشته اند. یعنی نئولیبرالیسم چنان تقدسی برای بخش خصوصی قائل شده است که هرگونه بحث درباره ضرورت نظارت بر فعالیتهای این قبیلی را مسدود کرده است.
پاسخ ما

1388/01/25
12:01
نظر شما (فرهاد)
دوستان سلام به نظرم اين موضوع موضوعي جالب والبته مغفول است.چند نكته من به نظرم ميرسد شايد بتواند به بحث كمك كند 1.موضوع شكست بازار در خدمات درماني موضوعي تجربه شده است كه متاسفانه در ايران باز در حال تجربه كردن هستيم. 2.تعيين تعرفه هاي درمان بايد در يك ساز و كار سه جانبه.دولت طرف عرضه كننده و تقاضا كننده تعيين شود اما در ايران به علت نفوذ پزشكان اين وظيفه متاسفانه فقط به عهده طرف عرضه كننده يعني سازمان نظام پزشكي افتاده است. 3.مخاطرات اخلاقي يك ترم خاص در حوزه اقتصاد درمان مي باشد كه به شدت توسط پزشكان محترم به واسطه رواج دارد. 4.نظام سياست گذار ي و نظارت و اجرا در ايران همه تحت يك سيستم قرار دارد كه اين به فساد بشدت دامن ميزند. 5.در ايران قريب به 60 درصد زايمان ها با سزازين صورت ميگيرد. 6. طبق يك پژوهش قريب به 70 درصد عمل هاي قلب باز غير ضروري است 7.فقط در تهران به اندازه كل انگلستان دستگاه ام اي آر وجود دارد.يعني يك تجارت صرف و اينها نياز به مشتري دارند. 8.گفته ميشه نزديك به 90 در صد ام اي آر در برخي از بيمارستانه غير ضروريه(اون تعداد بايد مشتري داشته باشه ديگه) 9.مرگ چندين نفر در بيمارستان ايران نژاد يادتون بياد.آخرش چي شد؟ خلاصه اين كه نظام سلامت ما بشدت بيمار است و شايد مهمترين علت بيماري آن نيز يه واگذاري آن به بازار برميگردد. .
پاسخ ما

نام و نام خانوادگي  
پست الكترونيكي    
نظر شما