با آغاز دیماه، یکسال از آغاز فعالیت «سایت تحلیلی البرز» میگذرد. هدف ما، طرح دیدگاههای دگراندیشانه heterodox در عرصهی علوم اجتماعی و تعمیق اندیشهورزی اقتصادی ـ اجتماعی، و چنانکه از آغاز گفته بودیم، بنانهادن تریبونی در نقد اقتصاد سیاسی بوده است.
پیشتر تاکید کردهایم که «به بازار خودتنظیمگر باور نداریم؛ بر این گمانیم که اتکای صرف به سازوکار بازار ضامن رشد پایدار و افزایش رفاه عمومی نیست؛ اقتصاد نوکلاسیک گرایشی در اقتصاد سیاسی است و آموزههای آن اصول تخطیناپذیر علمی نیست. به همین ترتیب، اقتصاد مبتنی بر بازار را ضرورتاً نمیتوان دموکراسی اقتصادی نامید و آنچه از آن پدید میآید بهناگزیر مناسبات دموکراتیک در عرصهی سیاسی نیست.»
طرح دیدگاه دگراندیشانه یعنی رویارویی نظری با دیدگاه هژمونیک در عرصهی اقتصاد سیاسی و از آنجا که در تمامی سالهای اخیر، دیدگاه نولیبرالی موقعیت هژمونیک داشته است، ما نیز نقد ریشههای نظری و پیآمدهای عملی آن را در دستور قرار دادیم. دیدگاههای فروکاهندهی نولیبرالی مانع مهمی برای تعمیق تفکر اقتصادی است، چرا که طرح نسخههای از پیشآمادهی «درسی» در حوزهی اقتصادی و پاسخهای تقلیلگرایانه به مسایل پیچیدهی اقتصادی، نه تنها درمانی برای مسایل جاری اقتصادی نیست، که خود تشدیدکنندهی نابهسامانیها و بیماریها است. علاوه بر آن، این دیدگاهها نشانهی نوعی اقتدارگرايي جديد است. این اقتدارگرایی، نه تمكين در برابر اقتدار انسانها، که بهتمامی انکار اقتدار آنان در پیافکندن نظمی نو است: انکار این که نهادهاي انساني ميتوانست متفاوت باشد.
نزدیکترین شاهد و مصداق پیآمدهای فاجعهبار سیاستهای نولیبرالی و باورهای جزماندیشانهی اقتصادی در عرصهی زندگی اجتماعی را بهروشنی میتوان در تحولات چند سال اخیر کشورمان مشاهده کرد. بر این گمانیم، در کنار سایر عوامل موثر، اگر نبود اجرای بستهی سیاستی «تعدیل اقتصادی» در دههی 1370 و شکلگیری طبقهای نوخاسته از بستر آن، جامعه مهیای پذیرش فرورفتن در گرداب سیاستهای پوپولیستی سالهای بعد نمیشد. در حقیقت، سهم اقتصاددانان نولیبرال در شکلگیری پوپولیسم اقتصادی سالهای 84 تا 88 و آمیزهی مهیب و فاجعهبار کنونی از سیاستهای نولیبرالی و پوپولیستی، انکارناشدنی است. چنانکه هم امروز نیز از سویی به توصیهی نولیبرالها تلاش میشود با بستههای سیاستی مبتنی بر خصوصیسازی، انتقال عظیم ثروت در بطن اقتصاد ایران توجیه و سامان داده شود و از سوی دیگر با طرحهایی نظیر هدفمندسازی یارانهها سیاستی "حامیپرور" برای شکلگیری بلوکی طبقاتی با هدف سدکردن مسیر تحولات اجتماعی، در دستورکار قرار گیرد.
این، یعنی حقیقتِ زندگیِ امروز ما، بهروشنی نشان میدهد که چرا برای کشف جوهر آنچه در دنیای ما میگذرد به فرارفتن از آموزشهای رسمی نیاز داریم و چرا کلیشهها، تفکرات قالبی و در یک کلام آموزش رسمی نه تنها قادر به تبیین واقعیتهای پیرامون نیست، که حتی میتواند مسیر تحولات اجتماعی را مسدود کند.
از این روست که بر این گمانیم شرط لازم غنابخشیدن و عمق بخشیدن به تفکر اقتصادی، طرح دیدگاههای دگراندیشانه در عرصهی علم اقتصاد است. چراکه نه با علم اقتصاد یگانهای به مفهومی مشابه علوم دقیقه که با معرفت متکثر اقتصادی مواجهیم و این معرفت متکثر نیز، گسسته از سایر علوم اجتماعی، و نیز زندگی اجتماعی به طور عام، نیست و عواملی همچون طبقه، قدرت، جنسیت، هویت و فرهنگ نقش مؤثری در کنشهای اقتصادی دارند.
سایت تحلیلی البرز، متعلق به یک گرایش فکری خاص نیست، عرصهای برای دگراندیشی در علوم اجتماعی است: طرح پرسشهای دگراندیشانه و بحث دربارهی راهحلهای دگراندیشانه. اما نباید فراموش کرد که تفکر کلیشهای تنها ناشی از عوامزدگی نولیبرالی نیست. علاوه بر این ایدئولوژی اقتدارگرا، دو تهدید دیگر در مسیر دگراندیشی خلٌاق، یکی عوامزدگی، از طریق تندادن به کلیشههای مارکسیسم عامیانه vulgar، و دیگری اسنوبیسم روشنفکری و افتادن به ورطهی تکرار مکرر کلیشههای «مدروز» فکری است. مصداقها و نشانههای هر دو این گرایشها در سایتهای ایرانی امروز کم نیستند.
مرور مقالات یکسال گذشته بهروشنی نشاندهندهی دو دورهی متمایز در فعالیت سایت است. نخست، قبل از 22 خرداد 1388 و دوم در بستر جنبش اعتراضی موجود. در دورهی اخیر، قبل از هر چیز وظیفهی تبیین جنبش اجتماعی جاری، از منظر اقتصاد سیاسی، را هدف خود قرار دادیم و محور اصلی بحثها و مقالات ناظر بر تحولاتی است که در بطن جامعهی ما جریان دارد و در نهایت بسیاری از معادلات فضای کنونی را برهم خواهد زد. به موازت تبیین نظری مستمر تحولات جاری، تعمیق هرچه بیشتر مباحث نظری، طرح و نقد مسایل جاری اقتصادی ـ اجتماعی ایران، تبیین تحولات اقتصاد سیاسی ایران، و اقتصاد سیاسی بینالملل و نیز ژئوپلتیک جهانی از زمره مباحثی است که طرح آن به صورت جدی در سایت ادامه مییابد.
طرح مؤثر دیدگاههای دگراندیش به مشارکت گستردهی همهی اقتصاددانان و صاحبنظران نیاز دارد. طبیعی است که سایت تحلیلی البرز، به مثابهی رسانهای پویا با هدف تعمیق تفکر اقتصاد سیاسی، نمیتواند صرفاً به یک دیدگاه تعلق داشته باشد. «البرز»، تنها زمانی میتواند مدعای تریبونی در نقد اقتصاد سیاسی باشد که تمامی گرایشهای دگراندیش در عرصهی اقتصاد سیاسی آن را متعلق به خود بدانند. هماکنون صفحات سایت و مقالات آن حاصل کار گروهی و همفکری سهنسل است که در آن نسل میانی بار بیشتری بر دوش داشته است. هدف این نسل انتقال تجربهها و دانستههای خود و نسل پیش از خود به نسل بعدی است و این نیز حاصل نمیشود مگر با تعامل دایمی دیدگاههای هر سه نسل و نیز تمامی گرایشهای دگراندیش برای پالودن نظراتشان.
آرمان ما، در نهایت پایان بخشیدن به بیگانگیهاست که از آن جمله است بیگانگی علوم اجتماعی با حیات اجتماعی و تحول اجتماعی. این نیز حاصل نمیشود مگر از طریق نقد مستمر آموزهها و فرارفتن از آموزش رسمی. فرایندی که میتواند آغاز کشف دوبارهی اجتماع و تلاش برای رقم زدن نظمی تازه باشد.
راهی را که در پیش گرفتهایم با نیرویی دوچندان ادامه خواهیم داد. چنانکه "به گفتهی آن پیر فلورانسی «راه خود پیگیر و برو، مردمان را بگذار تا هر آنچه ميخواهند بگویند.»" (روایت مارکس از دانته)